پلی بوک جدید سئو در عصر هوش مصنوعی

پلی بوک جدید سئو در عصر هوش مصنوعی

پلی بوک سنتی سئو در حال تغییر است. طبق مطالعات جدید، حدود ۸۵ درصد از استنادهایی (Citations) که هوش مصنوعی هنگام معرفی برندها استفاده می کند، از سایت های شخص ثالث می آید، نه از سایت خود برند. به همین دلیل، استراتژی سئوی قیف بالا (Top of Funnel SEO) باید حول چهار محور جدید بازتعریف شود: دیجیتال پی آر، بارناکل سئو، محتوای کاربر ساخته و یکپارچگی اطلاعات.

چه چیزی واقعاً تغییر کرده است؟

یک مطالعه از AirOps نشان می دهد ۸۵ درصد از استنادهایی که در پاسخ های هوش مصنوعی دیده می شوند، از سایت های شخص ثالث هستند، نه از خود برند. مطالعه دیگری از First Page Sage نیز رقمی مشابه را تایید می کند و نشان می دهد سایت های خبری و رسانه ای بیشترین سهم استنادها را دارند، در حالی که سایت های تجاری و برندی تنها حدود ۵ درصد را به خود اختصاص می دهند.

این یعنی استراتژی محتوا که فقط روی سایت خودتان متمرکز باشد، تاثیر محدودی روی نتیجه ای دارد که هوش مصنوعی نهایتاً نمایش می دهد؛ چون مدل ها معمولاً چند صفحه نتایج گوگل را همزمان بررسی می کنند و شانس اینکه شما در هر صفحه بیش از یک بار دیده شوید بسیار پایین است، مگر برای عبارت های به شدت برندی.

ترافیک هوش مصنوعی هنوز ناچیز است

بیشتر سایت هایی که داده هایشان بررسی شده، سهم ترافیک هوش مصنوعی (جمینای، چت جی پی تی) را کمتر از ۲ درصد از کل ترافیک گزارش کرده اند و این رقم به جای رشد، در حال کاهش است. پس اگر امیدتان به هوش مصنوعی به عنوان یک منبع ترافیک است، فعلاً باید انتظار ناامیدی داشته باشید.

پرامپت های گراندد؛ فرصت واقعی

وقتی چت جی پی تی در پس زمینه یک جست و جوی گوگل انجام می دهد (که به آن پرامپت گراندد می گویند)، همان جایی است که می توانید روی محتوای پاسخ نهایی درباره برند و محصولتان تاثیر بگذارید. تمرکز این مقاله روی همین فرصت آگاهی و تاثیرگذاری در قیف بالای بازاریابی است، نه فروش مستقیم از طریق هوش مصنوعی خرید محور.

چهار استراتژی جدید سئوی قیف بالا در عصر هوش مصنوعی

۱. دیجیتال پی آر

شاید تا امروز دیجیتال پی آر را مترادف با لینک سازی سفید کلاه می دانستید؛ اما دیگر موضوع اصلی، لینک نیست. هدف این است که در سایت هایی که به عنوان منبع استناد شناخته می شوند حضور پیدا کنید، ذکر شوید و مطمئن شوید اطلاعات مربوط به برندتان درست منتقل می شود؛ حتی اگر لینکی دریافت نکنید.

همکاری های تبلیغاتی و ادورتوریال با ناشران هم اهمیت تازه ای پیدا کرده اند؛ چون حتی محتوای اسپانسری با تگ nofollow نیز ممکن است توسط مدل های زبانی خوانده و در پاسخ ها استفاده شود. بهترین روش برای شناسایی سایت های هدف، ردیابی پرامپت هاست؛ یعنی بررسی اینکه چه سایت هایی هنگام معرفی برند یا رقبایتان مورد استناد قرار می گیرند.

۲. بارناکل سئو

بارناکل سئو به این معناست که روی سایت هایی که کنترلشان در دست شماست اما دامنه خودتان نیستند تمرکز کنید؛ مثل پروفایل های شبکه های اجتماعی، کانال یوتیوب یا صفحه کرانچ بیس. این استراتژی فقط برای عبارت های کاملاً برندی کاربرد ندارد، بلکه برای عبارت های “نیمه برندی” هم مهم است؛ یعنی پرامپت هایی که برند را مستقیم نمی گویند اما پاسخشان قطعاً یک برند خاص را معرفی می کند (مثلاً “بهترین گوشی برای فیلمبرداری چیست؟”).

داشتن یک صفحه ویکی پدیای دقیق درباره برند و محصولات، و مدیریت فعال یک کانال یوتیوب اختصاصی، دو نمونه تقریباً همگانی از این فرصت هستند.

۳. محتوای کاربر ساخته و کامیونیتی

این بخش سخت ترین بخش برای کنترل مستقیم است: حضور برند در ردیت، سایت های ریویو و ویدیوهای شخص ثالث در یوتیوب. کنترل مستقیم روی این فضاها ندارید، اما نادیده گرفتنشان دیگر ممکن نیست؛ چون این دقیقاً همان چیزی است که بیشتر متخصصان سئو با آن راحت نیستند.

۴. یکپارچگی اطلاعات

مطمئن شوید اطلاعات برند، محصول یا خدماتتان در همه پروفایل ها، لیستینگ ها و صفحات مختلف یکسان، کامل و بدون تناقض است. اگر داده ای منحصر به فرد دارید که فقط شما می توانید ارائه دهید، این بهترین فرصت برای افزایش سهم استنادهایی است که مستقیماً از سایت خودتان می آید.

پاداش: نتایج را اندازه بگیرید

شاخص اصلی موفقیت (KPI) در این پلی بوک باید ذکر شدن و دیده شدن برند باشد، نه ترافیک مستقیم؛ چون همان طور که گفته شد، فعلاً نباید انتظار ترافیک قابل توجه از هوش مصنوعی داشت. داده های استناد (Citation Data) دیگر یک هدف نهایی نیستند، بلکه یک ورودی تاکتیکی هستند که به شما می گویند تمرکزتان باید کجا باشد.

منبع : The New (AI) SEO Playbook — Whiteboard Friday

 

5/5 - (1 امتیاز)
به بالا بروید