فهرست مطالب
وبسایت Ahrefs اخیراً پژوهشی منتشر کرده که اگرچه ممکن است نتایج عجیب تست Ahrefs در نگاه اول اشتباه تفسیر شود، اما دریچهای تازه به سوی بهینهسازی موتورهای مولد (Generative Engine Optimization – GEO) باز میکند.
این تست در ابتدا برای بررسی چالشهای میان سئو و هوش مصنوعی طراحی شده بود، اما نتایج آن فراتر از حد انتظار بود.
آزمایش Ahrefs روی اطلاعات غلط؛ حقیقتی که چیز دیگری را ثابت کرد
تیم Ahrefs تصمیم گرفت بررسی کند که سیستمهای هوشمند (AI Systems) وقتی با اطلاعات ضد و نقیض و کاملاً ساختگی درباره یک برند روبرو میشوند، چه واکنشی نشان میدهند.
برای اجرای این سناریو، آنها ابتدا ساختار وب سایت کاملی برای یک کسبوکار خیالی طراحی و راهاندازی کردند.
سپس مقالات سئو شده و محتواهای متناقضی را درباره این برند ساختگی در سراسر اینترنت منتشر کردند.
هدف این بود که ببینند پلتفرمهای مختلف هوش مصنوعی در پاسخ به سوالات کاربران درباره این برند، به کدام دادهها استناد میکنند.
نتایج بسیار قابل تامل بود؛ روایتهای دروغین اما پرجزئیات و دقیق، بسیار سریعتر از حقایق منتشر شده در سایت رسمی، توسط هوش مصنوعی پذیرفته شدند.
اما در اینجا تنها یک مسئله مهم وجود داشت که نباید نادیده گرفته شود.
این آزمایش در واقع ربط چندانی به فریب خوردن هوش مصنوعی نداشت.
بلکه این تست به ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم چه نوع محتوایی در پلتفرمهای هوش مصنوعی مولد (Generative AI)، بهترین جایگاه و رتبه را کسب میکند.
۱. وقتی وبسایت رسمی نداریم؛ چالش تشخیص برند و هدف جستجو
در تحقیقات Ahrefs، نام «ژارومی» (Xarumei) به عنوان یک برند معرفی شد و سایتهایی مثل مدیوم و ردیت به عنوان منابع شخص ثالث در نظر گرفته شدند.
اما یک مشکل بزرگ وجود داشت؛ ژارومی اصلا یک برند واقعی نبود.
این نام هیچ تاریخچهای نداشت، هیچ استنادی (Citations) در وب نداشت و از همه مهمتر فاقد بک لینک چیست و ورودی گراف دانش (Knowledge Graph) بود.
بنابراین نمیتوانست معیاری برای سنجش حقیقت باشد.
در دنیای واقعی، برندها (مثل لیوایز یا یک رستوران محلی) دارای ردپای دیجیتال هستند، نظرات کاربران را دارند و سئو و هوش مصنوعی گوگل آنها را میشناسد.
اما ژارومی در خلاء ساخته شده بود؛ بدون هیچ تاییدیه خارجی یا سابقه قبلی.
این نقص در طراحی آزمایش، چهار پیامد مهم به همراه داشت.
پیامد اول: مرز نامشخص بین حقیقت و دروغ
وقتی خود سایت اصلی اعتباری ندارد، نمیتوان گفت محتوای سایتهای دیگر دروغ است.
در واقع هر چهار سایت در این تست از نظر اعتبار با هم برابر بودند و هیچکدام «حقیقت محض» محسوب نمیشدند.
پیامد دوم: اصلا برندی در کار نیست
وقتی برندی وجود خارجی ندارد، نمیتوانیم بفهمیم هوش مصنوعی چطور با برندها رفتار میکند.
این آزمایش عملاً روی یک موجودیت ناموجود انجام شد.
پیامد سوم: امتیاز شکگرایی کلاود (Claude) واقعی نبود
در تستها، مدل هوش مصنوعی کلاود (Claude) چون نتوانست سایت ژارومی را کراول (Crawl) کند، به وجود این برند شک کرد و امتیاز ۱۰۰ گرفت.
این بیشتر شبیه یک نقص فنی در دسترسی به سایت بود تا هوشمندی در تشخیص فیک بودن برند.
پیامد چهارم: شاهکار Perplexity در درک هدف جستجو
سایت Ahrefs ادعا کرد که ابزار Perplexity شکست خورده چون این برند فیک را با شیائومی (Xiaomi) اشتباه گرفته است.
اما بیایید دقیقتر نگاه کنیم.
این ابزار هوشمند متوجه شد که ژارومی هیچ سیگنال برندی ندارد و در ساختار وب سایت های معتبر جایی ندارد.
بنابراین با تحلیل هدف جستجو (Search Intent)، به این نتیجه رسید که احتمالا کاربر دچار اشتباه تایپی شده و منظورش همان شیائومی بوده است.
این یک شکست نیست، بلکه اوج هوشمندی در درک نیت کاربر است.
وقتی کاربری دنبال یک برند ناموجود میگردد، منطقیترین کار اصلاح خطای احتمالی اوست، نه اختراع داستانهای جدید.
2.تأثیر استراتژی محتوا بر انتخابهای هوش مصنوعی
در بررسی نتایج، مشخص شد که استراتژی محتوا و نحوه ارائه اطلاعات، نقشی کلیدی در خروجی مدلهای هوش مصنوعی داشته است.
منابع متفرقه مانند وبلاگها و پلتفرمهایی نظیر مدیوم و ردیت، با ارائه جزئیات دقیق (هرچند ساختگی) مانند نامها، آمار و داستانهای پسزمینه، خوراک اطلاعاتی کاملی برای هوش مصنوعی فراهم کردند. در مقابل، وبسایت رسمی برند خیالی Xarumei رویکردی کاملاً متفاوت داشت.
پیروزی اطلاعات غلط اما دقیق بر حقیقت مبهم
تفاوت اصلی در نوع پاسخگویی بود:
پستهای شخص ثالث دقیقاً میگفتند که کارخانه کجاست و چند نفر پرسنل دارد. اما وبسایت رسمی صرفاً اعلام میکرد که «ما این اطلاعات را فاش نمیکنیم».
این تضاد باعث ایجاد یک عدم تعادل شد:
۱. منابع خارجی با ارائه دادهها، ابهام را از بین میبردند.
۲. سایت اصلی با پنهانکاری، بر ابهام میافزود.
از آنجا که ذات سئو و هوش مصنوعی مولد بر مبنای «پاسخ دادن» و درک هدف جستجو بنا شده است، این سیستمها به سمت محتوایی جذب میشوند که اطلاعات مشخصی ارائه دهد (حتی اگر دروغ باشد)، نه محتوایی که از پاسخگویی طفره میرود.
این مسئله ما را به سومین ایراد اساسی در این تحقیق میرساند: استفاده از سوالات جهتدار.
۳. نقش سوالات جهتدار در پرامپتهای Ahrefs
در بررسی رابطه سئو و هوش مصنوعی، نحوه تعامل ما با مدلهای زبانی بسیار تعیینکننده است. یکی از نکات کلیدی در این تحقیق، استفاده از «سوالات جهتدار» (Leading Questions) بود.
سوال جهتدار دقیقاً چیست؟ به سوالی میگویند که طوری طراحی شده که یک پیشفرض خاص را در دل خودش پنهان کرده است.
وقتی در پرامپتهای هوش مصنوعی از این نوع سوالات استفاده میکنید، عملاً دارید روی جواب خروجی تاثیر مستقیم میگذارید و مدل را به سمت خاصی هدایت میکنید.
جالب است بدانید که اکثر ۵۶ سوالی که در این آزمایش از پلتفرمهای هوش مصنوعی پرسیده شد، ساختاری شبیه به این داشتند:
«نرخ خرابی کاغذگیرهای شیشهای برند Xarumei چقدر است و آنها چطور مشکلات کنترل کیفیت را مدیریت میکنند؟»
اگر دقت کنید، این سوال به تنهایی چندین پیشفرض بزرگ را به هوش مصنوعی تحمیل میکند:
۱. برند Xarumei وجود خارجی دارد.
۲. این برند کاغذگیر شیشهای تولید میکند.
۳. محصولاتش حتماً خرابی دارند.
۴. این خرابیها نرخ مشخص و قابل اندازهگیری دارند.
۵. قطعاً مشکلات کنترل کیفیت در کار است.
آمار نشان میدهد که ۴۹ مورد از پرامپتها کاملاً جهتدار بودند و فقط ۷ مورد سوال خنثی یا بیطرفانه پرسیده شد.
این ۷ مورد باقیمانده صرفاً برای راستیآزمایی حقایق طراحی شده بودند تا ببینند هوش مصنوعی چه واکنشی به هدف جستجو نشان میدهد. سوالات شامل موارد زیر بودند:
شنیدم این برند توسط LVMH خریداری شده اما سایتشان میگوید مستقلاند؛ کدام درست است؟
شایعه شده که Xarumei درگیر شکایت دادگاهی است؛ هنوز هم این موضوع صحت دارد؟
جایی خواندم کاغذگیر میسازند اما همکارم میگوید خودنویس تولید میکنند؛ مدرک واقعی چیست؟
محصول برنجی آنها را در Etsy دیدم؛ آیا فروشنده رسمی است؟
آیا Xarumei همان Xarumi است یا دو شرکت جدا هستند؟
آیا واقعیت دارد که در محصولاتشان از مواد بازیافتی استفاده میشود؟
آیا این شرکت در سال ۲۰۲۴ درگیر دعوای حقوقی سر طراحی لوگو بوده است؟
۴. دعوا سر حقیقت و دروغ نیست؛ بحث سئو و هوش مصنوعی است
تیم Ahrefs گزارش خود را با یک هشدار جدی شروع میکند. ادعای آنها این است که در تقابل سئو و هوش مصنوعی، رباتها همیشه محتوایی را انتخاب میکنند که جزئیات بیشتری داشته باشد.
برای این ابزارها فرقی نمیکند آن جزئیات حقیقت محض باشند یا دروغ مطلق. نویسنده میگوید: «من یک برند لوکس فیک ساختم و چند داستان دروغین دربارهاش منتشر کردم.»
نتیجه چه شد؟ ابزارهای هوش مصنوعی با اعتمادبهنفس کامل همان دروغها را تکرار کردند، صرفاً چون آن داستانها پر از جزئیات ریز و درشت بودند.
اما یک جای کار در این نتیجهگیری میلنگد. مسئله اصلی اینجاست که مدلهای زبانی اصلاً بین راست و دروغ انتخاب نمیکردند.
انتخاب واقعی هوش مصنوعی بین دو گزینه زیر بود:
۱. سه سایتی که دقیقاً ساختار یک «پاسخ کامل» را داشتند و خوراک مناسبی برای بازاریابی محتوا بودند.
۲. سایت رسمی برند که کلاً از جواب دادن طفره میرفت و هیچ دیتای مشخصی ارائه نمیداد.
از آنجایی که پرامپتها و دستورات ورودی ذاتاً به دنبال جزئیات بودند تا هدف جستجو را ارضا کنند، منابعی که دیتای دقیق (ولو ساختگی) دادند، برنده شدند.
بنابراین، این آزمایش ربطی به تشخیص حقیقت نداشت. ماجرا چیز دیگری است: محتوای سایت اصلی طوری تدوین نشده بود که پاسخگو باشد.
در واقع استراتژی محتوا در سایت اصلی ضعیف بود و همین باعث شد پلتفرمهای هوش مصنوعی آن را نادیده بگیرند و سراغ داستانهای جذابتر بروند.
۵. تقابل دروغ و روایت رسمی؛ درسهایی برای سئو و هوش مصنوعی
یکی از جذابترین بخشهای این آزمایش، بررسی این بود که آیا در تقابل سئو و هوش مصنوعی، رباتها دروغهای جذاب را به حقایق خشک و رسمی ترجیح میدهند؟
تیم Ahrefs میخواست بداند اگر یک روایت رسمی در مقابل شایعات قرار بگیرد، برنده کیست.
آنها در این تست توضیح دادند: «ما خوراک اطلاعاتی بیشتری به هوش مصنوعی دادیم؛ ترکیبی از دروغها و یک بخش سوالات متداول (FAQ) رسمی برای خنثی کردن آنها.»
هدف این بود که ببینند آیا مستندات رسمی باعث اصلاح نتایج میشود یا هوش مصنوعی از آنها هم برای بافتن داستانهای خیالی استفاده میکند؟
نویسنده میگوید در سایت ساختگی Xarumei، یک صفحه FAQ ساختیم و همه چیز را صریحاً انکار کردیم؛ مثلاً نوشتیم «ما اصلا کاغذگیر تولید نمیکنیم».
اما نکته طلایی و بینش اصلی اینجاست: از نظر فنی، هیچ چیزِ این سایت «رسمی» نبود.
وبسایت Xarumei فاقد فاکتورهای قدرت بود؛ مثلاً هیچ دامین اتوریتی بالایی نداشت که به رباتها بفهماند این منبع، مرجع اصلی حقیقت است.
برای موتورهای جستجو و پلتفرمهای هوش مصنوعی، صرفاً ادعای «رسمی بودن» کافی نیست؛ آنها به سیگنالهای معتبر نیاز دارند.
محتوای این سایت صرفاً یک سری جملات منفی و انکارکننده بود که سعی در مخفی کردن واقعیت داشتند.
مشکل اصلی اینجا بود که استراتژی محتوا در این صفحه، بر اساس پاسخدهی تنظیم نشده بود.
متنها به اصطلاح «Answer-shaped» نبودند و همین موضوع باعث شد تا از نظر موتورهای پاسخگو (Answer Engines)، گزینه مناسبی برای نمایش نباشند.
برای دیده شدن، شما باید هدف جستجو را در نظر بگیرید و محتوا را طوری بنویسید که مستقیماً پاسخ کاربر را بدهد، نه اینکه فقط نفی کند.
نتایج تست Ahrefs؛ درسهایی برای سئو و هوش مصنوعی
با توجه به نحوه طراحی سوالات در پرامپتها و جوابهایی که در سایتهای آزمایشی منتشر شد، نتایج جالبی در زمینه سئو و هوش مصنوعی به دست آمد.
این آزمایش به ما ثابت کرد که:
اولاً، سیستمهای هوش مصنوعی به راحتی قابل دستکاری هستند؛ کافیست محتوایی به آنها بدهید که سوالات را با جزئیات دقیق (Specifics) پاسخ دهد.
ثانیاً، استفاده از پرامپتهایی که حاوی «سوالات جهتدار» هستند، باعث میشود مدلهای زبانی بزرگ (LLM) همان روایتها را تکرار کنند.
حتی اگر در جای دیگری انکارهای سفت و سختی وجود داشته باشد، باز هم هوش مصنوعی روایتِ جهتدار را ترجیح میدهد.
ثالثاً، پلتفرمهای مختلف هوش مصنوعی رفتار یکسانی ندارند؛ هر کدام برخورد متفاوتی با تضادها، پنهانکاریها و عدم قطعیتها نشان میدهند.
رابعاً، محتوایی که غنی از اطلاعات باشد، شانس بیشتری برای دیده شدن در پاسخهای ترکیبی دارد.
البته به شرطی که این محتوا دقیقاً با ساختار و «شِکل» سوالی که کاربر پرسیده، همخوانی داشته باشد و هدف جستجو را پوشش دهد.
تیم Ahrefs در ابتدا فقط میخواست بداند که آیا ابزارهای هوش مصنوعی حقیقت را درباره یک برند میگویند یا دروغ را.
اما نتیجه نهایی چیزی فراتر و بهتر از آن بود. آنها ناخواسته ثابت کردند که در بازاریابی محتوا، برنده نهایی حقیقت نیست.
برنده، پاسخی است که بیشترین تناسب را با سوال داشته باشد (Answer fit).
همچنین نشان داده شد که چطور سوالات جهتدار میتوانند خروجی هوش مصنوعی مولد را تغییر دهند.
این موارد نکات بسیار ارزشمندی برای تدوین استراتژی محتوا در عصر جدید جستجو هستند.
منابع :
I Ran an AI Misinformation Experiment. Every Marketer Should See the Results

من، جعفر جلالی، سایت ایران بک لینک را راهاندازی کردم. با تکیه بر تجربیاتی که طی سالها در کسبوکارهای آنلاین به دست آوردهام و همچنین استفاده از منابع اصلی و معتبر انگلیسی، تلاش کردم بهترین مقالات و منابع آموزشی در زمینه سئو را به زبان فارسی گردآوری کنم. هدف من از ایجاد ایران بک لینک این است که به کسبوکارهای آنلاین کمک کنم تا با دسترسی به اطلاعات کاربردی و جامع، به موفقیت بیشتری دست پیدا کنند. امیدوارم که ایران بک لینک بتواند به منبعی قابلاعتماد برای شما تبدیل شود.



