فهرست مطالب
اگر ۶۵ درصد از کار شما در معرض جایگزینی یا تاثیرپذیری از هوش مصنوعی قرار دارد، دیگر سوال این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنید یا نه. سوال اصلی این است که آن ۳۵ درصد باقی مانده چیست و آیا می توانید بر پایه آن چیزی ارزشمند بسازید؟
آینده سئو با هوش مصنوعی دیگر فقط یک ترند نیست، بلکه به مهم ترین دغدغه متخصصان بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است.
«بسیاری از حقیقت هایی که به آن ها باور داریم، به زاویه دید ما بستگی دارند.»
این جمله از اوبی وان کنوبی (Obi-Wan Kenobi) است و این هفته زمانی دوباره به یادم آمد که پست لینکدین رند فیشکین (Rand Fishkin) را خواندم.
او متنش را با جمله ای شروع کرده بود که تا امروز کمتر از او شنیده بودم:
«تقریبا دیگر هیچ وقت پست وبلاگی نمی نویسم، اما احساس کردم این یکی ضروری است.»
بیش از ۲۰ سال است که نوشته های رند را دنبال می کنم و وقتی او می گوید موضوعی ضروری است، باید کمی مکث کرد و با دقت بیشتری به آن نگاه کرد.
خلاصه حرف او این بود:
«ترافیک را نادیده بگیرید. محصولاتی بسازید که قابل تقلید نباشند. اولویت های خود را از تولید “محتوای عالی” در وب سایتتان به سمت “بازاریابی عالی” در پلتفرم هایی ببرید که مخاطبانتان واقعا به آن ها توجه می کنند. امروز، تاثیرگذاری همان ترافیک جدید است.»
این تغییر نگاه می تواند آینده استراتژی سئو و تولید محتوا را به شکل اساسی تغییر دهد.
رند فیشکین واقعا چه چیزی می گوید؟
برای ۲۵ سال، گوگل به وب سایت ها می گفت محتوای عالی تولید کنید و بقیه کارها را به ما بسپارید.
استدلال رند این است که این توصیه از همان ابتدا هم کامل نبود، اما تا حدی جواب می داد؛ حداقل تا امروز.
از نگاه او، آینده گوگل دیگر ایندکس کردن وب و در دسترس قرار دادن اطلاعات برای همه نیست. او این روند را «محصورسازی بزرگ دیجیتال در دنیای انتشار محتوا» می نامد؛ فرایندی که در آن، محتوای ناشران استخراج می شود تا پاسخ های هوش مصنوعی را تغذیه کند و نیاز کاربران به کلیک روی منبع اصلی را کاهش دهد.
نتیجه این روند، شکل گیری وب بدون کلیک یا همان «زیرو کلیک» (Zero-Click Web) است؛ جایی که محتوا به یک کالای عمومی تبدیل می شود و تولیدکنندگان محتوا ارتباط مستقیم خود با کاربران را از دست می دهند.
پاسخ رند به این چالش، دو بخش دارد.
راه حل اول او، اقدام جمعی است.
برای متخصصان سئو و تولیدکنندگان محتوا، سوال این است که آیا چنین رویکردی با توجه به جایگاه آن ها در بازار، عملی است یا نه. برای بیشتر افراد و آژانس های کوچک، پاسخ صادقانه این است که خیر.
همین موضوع باعث می شود راه حل دوم رند، کاربردی تر و قابل اجرا تر به نظر برسد.
راه حل دوم، در واقع هسته اصلی این مقاله است: ساخت محصولاتی که قابل تقلید نباشند.
چیزهایی که هوش مصنوعی نتواند آن ها را بازتولید کند، گوگل نتواند خلاصه شان کند و هیچ الگوریتمی نتواند واسطه میان شما و مخاطبتان شود.
مثال های او جالب هستند؛ چاقوهای آشپزی اولتراسونیک، کت و شلوارهای سفارشی با طراحی منحصر به فرد و بطری های آرمانیاک (Armagnac) مربوط به دوران جنگ جهانی اول.
هدف این مثال ها روشن است؛ مهارت های فیزیکی، انتخاب و گزینش واقعی، تخصص عمیق و قضاوت انسانی جایگزین ناپذیر، چیزهایی نیستند که بتوان آن ها را در یک نمای کلی هوش مصنوعی یا AI Overview خلاصه کرد.
اما برای فعالان حوزه دیجیتال که چاقو یا کت و شلوار تولید نمی کنند، سوال سخت تر این است که نسخه غیرقابل تقلید کار آن ها دقیقا چه شکلی دارد؟
توصیه تقریبا همیشگی رند این است:
«در پلتفرمی که مالک آن نیستید، مخاطب بسازید. همان جا محتوا منتشر کنید. با کاربران تعامل داشته باشید و از آن برای ایجاد تقاضا برای محصول منحصربه فرد خود استفاده کنید.»
نقشه MIT چه چیزی را تایید می کند؟
اگر نوشته رند به شما نشان می دهد فشار از کجا می آید، ابزار جدید آزمایشگاه تحلیل کار MIT یا MIT Work Analytics Lab نشان می دهد که این فشار دقیقا چقدر شما را تحت تاثیر قرار می دهد.
نقشه مواجهه شغلی با هوش مصنوعی یا AI Labor Exposure Map که این هفته توسط هیاواتا بری (Hiawatha Bray) در روزنامه بوستون گلوب منتشر شد، ابزاری تعاملی است که وظایف مختلف شغلی را بررسی می کند و نشان می دهد کدام یک از آن ها همین حالا هم توسط هوش مصنوعی قابل انجام هستند.
این ابزار بر اساس روش شناسی آزمایشگاه تحلیل کار MIT و داده های شاخص اقتصادی هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک (Anthropic AI Economic Index) توسعه یافته است.
این شاخص، میزان نفوذ هوش مصنوعی را در وظایف مختلف اندازه گیری می کند و نشان می دهد چه سهمی از هر فعالیت، قابل خودکارسازی یا پشتیبانی توسط هوش مصنوعی است.
نتیجه برای متخصصان بازاریابی کاملا واضح است؛ ۶۵ درصد از زمان کاری آن ها صرف وظایفی می شود که سیستم های هوش مصنوعی امروزی می توانند انجام دهند.
تحقیقات بازار، تحلیل رقبا، برنامه ریزی کمپین و تفسیر داده ها از جمله این وظایف هستند.
تحقیقات جداگانه آنتروپیک نیز نشان می دهد متخصصان بازاریابی پنجمین گروه شغلی هستند که بیشترین میزان مواجهه با هوش مصنوعی را دارند؛ حتی بیشتر از کارشناسان خدمات مشتری و اپراتورهای ورود داده.
پیر بوکه (Pierre Bouquet)، پژوهشگر دکتری MIT و توسعه دهنده این نقشه، تاکید می کند که هدف این ابزار پیش بینی آخرالزمانی نیست.
هوش مصنوعی که توانایی انجام یک وظیفه را دارد، لزوما به معنای جایگزینی نیروی انسانی نیست.
اما وقتی متخصصان سئو، بازاریابان محتوا و استراتژیست های دیجیتال، دیدگاه رند را در کنار داده های MIT قرار می دهند، یک واقعیت روشن می شود:
وظایفی که سال ها هویت این مشاغل را شکل داده اند، همان وظایفی هستند که بیشترین میزان آسیب پذیری در برابر اتوماسیون را دارند.
و قابلیت های هوش مصنوعی گوگل، مکانیزم اصلی انتقال این تغییر هستند.
دو انتخاب سخت و یک ارزیابی صادقانه
راه حل های رند، دو مسیر استراتژیک متفاوت را ترسیم می کنند؛ اما این مسیرها برای همه به یک اندازه در دسترس نیستند.
مسیر اقدام جمعی به مقیاس، هماهنگی و آمادگی برای پذیرش کاهش کوتاه مدت ترافیک نیاز دارد تا در بلندمدت اهرم قدرت بیشتری ایجاد شود.
این مسیر برای ناشران بزرگی که مخاطبان تثبیت شده دارند، واقع بینانه تر از فریلنسرها یا آژانس های کوچک است.
وب سایت هایی که تلاش کردند دسترسی خزنده های هوش مصنوعی به محتوای خود را محدود کنند، خیلی زود متوجه شدند که کاهش ترافیک بلافاصله اتفاق می افتد، اما قدرت چانه زنی نه.
مسیر ساخت محصولات غیرقابل تقلید برای افراد بیشتری در دسترس است، اما نیاز به صداقت بیشتری درباره ماهیت واقعی کار شما دارد.
اگر ۷۴ درصد از وظایف فعلی شما توسط هوش مصنوعی قابل انجام است، سوال این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنید یا نه.
سوال این است که ۲۶ درصد باقی مانده چیست و آیا می توانید آن را به چیزی تبدیل کنید که مردم حاضر باشند برایش پول پرداخت کنند؛ فارغ از اینکه گوگل با اقتصاد کلیک چه می کند.
این همان بخشی است که توصیه های رند به آن اشاره دارند؛ پژوهش های اختصاصی، دسترسی مستقیم به منابع و جوامع تخصصی و قضاوتی که حاصل سال ها تجربه و تشخیص الگوهاست؛ چیزی که هوش مصنوعی هنوز نتوانسته آن را بازسازی کند.
برندهای بزرگ از همین حالا ساختار خود را بر اساس این واقعیت تغییر داده اند.
آژانس های بزرگ با بازبینی قراردادها و حساب های مشتریان روبه رو هستند.
این گذار برای هیچ کس سریع یا آسان نخواهد بود.
توصیه هایی برای یک مسیر طولانی
اگر قرار است وارد این دوران جدید شوید، سه نکته را همیشه همراه خود داشته باشید.
اولین مورد، داشتن یک تصویر شفاف از میزان آسیب پذیری خودتان است.
دقیقا بدانید کدام یک از وظایف شما در معرض اتوماسیون قرار دارند تا بتوانید تصمیم بگیرید کدام را حفظ، خودکار یا حذف کنید.
شما نمی توانید بدون ارزیابی صادقانه، مسیر درستی را انتخاب کنید.
دومین نکته، تفاوت میان وظایف و هویت حرفه ای است.
وظایفی که در حال خودکار شدن هستند، با تخصصی که شما را در انجام آن ها توانمند کرده، یکسان نیستند.
متخصص سئویی که می داند چرا یک محتوا اعتماد مخاطب را جلب می کند، با فرایندی که آن محتوا را در مقیاس بزرگ تولید می کند، تفاوت دارد.
اولی باقی می ماند.
سومین نکته، قدیمی ترین توصیه برای هر سفر طولانی است؛ با افرادی همراه شوید که واقعیت مسیر را صادقانه توضیح می دهند.
رند فیشکین این کار را انجام می دهد.
نقشه MIT نیز همین طور.
متخصصانی که این منابع را با دقت مطالعه می کنند، یافته های آن را با داده های خود می سنجند و استراتژی هایشان را بر همین اساس به روز می کنند، همان افرادی هستند که در آینده نیز کار معنادار و ارزشمند انجام خواهند داد.
زاویه دیدی که امروز به آن پایبند هستید، به داده هایی بستگی دارد که حاضر هستید به آن ها نگاه کنید.
منبع: Why Great Content No Longer Works: MIT Research Shows The Shift Reshaping SEO Strategy

من، جعفر جلالی، سایت ایران بک لینک را راهاندازی کردم. با تکیه بر تجربیاتی که طی سالها در کسبوکارهای آنلاین به دست آوردهام و همچنین استفاده از منابع اصلی و معتبر انگلیسی، تلاش کردم بهترین مقالات و منابع آموزشی در زمینه سئو را به زبان فارسی گردآوری کنم. هدف من از ایجاد ایران بک لینک این است که به کسبوکارهای آنلاین کمک کنم تا با دسترسی به اطلاعات کاربردی و جامع، به موفقیت بیشتری دست پیدا کنند. امیدوارم که ایران بک لینک بتواند به منبعی قابلاعتماد برای شما تبدیل شود.

